من برگشـــــــــــــــــــــــــــــــــتم شهر و چراغون کنید ستاره بارون کنید شادی و گل نسار لیلی و مجنون کنید حالا همه کل گیلیلیلیـــــــــــــــــــــــــــــلیبعد چندسال اومدم پیامارو میخونم اصلا یادم نمیاد همچین جوابایی دادمنمیدونم چرا حس میکنم من نبودم یکی دیگه اومده جواب دادهفالورای قشنگم از بین رفتن نیستن میخوام از نو شروع کنم
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﻥ ﯾﺎ ﺩﺧــﺘﺮﮮ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﮮ ﺑﻪ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺮﮮ...
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ ﻫﺮ ﮐﺴﮯ ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺘﺖ " ﺷﺪ " ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺧﺘﺮﺕ " ﻧﯿﺴﺖ...
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺍﺏ " ﺳﻼﻡ " ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﻪ ﯾﮏ " ﻋﻠﯿﮏ " ﻣﺤﺘ
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
عجب دوره زمونه یی شده ، حالا نه خودم مال دهه پنجام برا همینه میگم خچ
اقا من چند وقت پیش ک مدرسه بود
توحیات با دوستام پیش متر کنار آبخوری بودیم به زور داشتم سعی میکردم قدم
به 170برسه گفتم پریا بیا شری
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
خیلییی احسای خفگی میکنم
احساس, میکنم یکی با دو دست مانع نفس کشیدنم میشه
خییییلیییی سخت می تونم نفس بکشم
.
.
.
.
..
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
....
.....
..
!
!
!!
!
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
بچه ها این سوالو میزارم جواب بنویسید دوروز دیگه جوابشو میدم
امروز حسنی املا داشت تو املاش همه را غلط نوشته
حسنی نمرش چند میشه؟
جواب بدیدبا دلیل
وقت تمااااامممممم
جواب میشه 19
چرا؟ چون حسنی کل
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
امروز مامانم عجله داشت بهم گفت:
ساره برو اون چیزه، تو اون چیزه، کنار اون چیز، بالا کمده بیارش بدو
حالا قیافه من را مشاهده میکنید
کیا ماماناشون اینجورن؟
نکته:چیز چیست؟,
چیز کلمه ای ایست که به جای تمام
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
سلام دوستااااان
اومدم یه چیزی تعرین کنم برم
اقا منو بابام دیروز داشتیم خرید میکردیم واسه عروسی عمه
از کنار یه لوازم موسیقی رد شدیم
بابام گفت:هعیییی چقد دوست داشتم یکی از بچه هام موسیقی میزد
گفتم:ب
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
آقا چند وقت پیش رفته بودیم خونه بابابزرگم
دیدیم گاو هاشونو فروختن (تو روستا)
از اومدم بیرون نفمیدم عمم پشتمه
یه نفس عمیییق کشیدم رفتم تو حس
..
.
.
.:حال تویله بی گاو است
جاده ی خاکی............
اوم
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
دوشنبه 96
یه روز صبح بازم مث همیشه طبق معمول رفتم مدرسهوار کلاس که شدم بازم مث همیشه خر خونای کلاسمون داشتن سر سوال اقای ندری بحث میکردن
رفتم سوالو براشون حل کردم اومدم بشینم که دیدیم...ای دل غاف باز
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
سیلااااااامممممم بی کارای مملکت
که خودمم عضوتونم
آقا امروز امتحان نوبت دوم عربی داشتیم
معلما برای اینکه ما تقلبی نکنیم یه ردیف هفتم
یه ردیف هشتم گذشتن به همین ترتیب
حالا فاصله هامونم بماند که دو قاره
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
بترکه چشم حسووداااامممم
من امنتحاناتم تموم شد ایوللللللل ایولللللل
از فردا فقط کللللللششششش
از فردا فقط تنفسسسس
از فردا فقط گیتاااااااررررر
حالا ناری ناری یه گل اناری ناری
از همه مهم تر از فردا تبل
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
دقت کردید این بچه ها هروقت میان مهمونی درجا میان تو اتاقت
بعدش تو نباید چیزی بگی چون مهمونن و مهمون حبیب خداست
مثلا همین دو پسر خاله من
هروقت میان هیچی نمیگم
وقتی میرن اینگار تو اتاقم جنگ جهانی سوم ر
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
سلاااااام
آخرین روزی ک امتحان داشتیم روز قبلش گفتن گوشی همراه و غیرههههه ممنوع است
منم ک فقط به کلمه ممنوع آلرژی شدییییید دارم
فرداشد فقط تلبتمو با هدفونمو با اسپیکرمو با فلشو با رمم بردم مدرسه
فقط ه
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی
مداد فداکارم یکسال تمام
وقتی ک استرس داشتم
برایم جنگید زیر دندان هایم طاقت آورد
حال پروردگارا این جوان فداکارا
به تو میسپارم روحش یاد و یادش گرامی
یه هفته عزا عمومی اعلام نمودم
برچسب:
نویسنده: باران شریعتی